فصل اول1
1-1-مقدمه2
1-2- بیان مساله2
1-3-اهمیت و ضرورت مسئله3
1-4-اهداف تحقیق4
1-6-فرضیه‌های تحقیق4
1-12-متغیرها و تعریف عملیاتی آنها5
فصل دوم7
ادبیات و پیشینه پژوهش7
2-1-مقدمه8
2-2- بخش اول : کارآفرینی9
2-2-1-کارآفرینی چیست؟9
2- 2-2-تعاریف کارآفرین10
2-2-3-کارآفرین کیست11
2-2-4- کارآفرینی سازمانی12
2-2-5- چارچوب کارآفرینی سازمانی13
2-2-5-1-آموزش کارآفرینی سازمانی14
2-2-5-2-پرورش کارآفرینان سازمانی15
2-2-5-3-ابعاد ساختاری کارآفرینی سازمانی17
2-2-6- عوامل تسهیل کننده در رشد کارآفرینی19
2-2-7-اهمیت فرهنگ در توسعه کارآفرینی20
2-2-8-یک کارآفرین باید چه مهارت‌هایی داشته باشد؟21
2-2-9-چرا باید کارآفرینی را آموخت؟22
2-2-10-خلاقیت، نوآوری و کار آفرینی23
2-2-11-فرآیند خلاقیت24
2-2-12- انواع کارآفرینی25
2-2-13-آموزش کارآفرینی در دانشگاه ها26
2-2-14-مشارکت فناوری اطلاعات در کارآفرینی28
2-2-15- ویژگی های مؤثر فناوری اطلاعات در کارآفرینی30
2-2-16-آشنایی بامنافع اقتصادی کارآفرینی دانشگاهی32
2-2-17- آموزش کار آفرینی و نقش مراکز علمی دانشگاهی34

2-2-18-چالشهای آموزش کار آفرینی37
2-2-19- پرورش گروهی از جوانان مستعد کار آفرین.39
2-2-20-برنامه‌های کارآفرینی در دانشگاه‌ها و کشورهای مختلف41
2-2-20-1- اندونزی41
2-2-20-2-اتریش43
2-2-21-وضعیت شاخص‌های کارآفرینی در ایران50
2-2-22- موانع حرکت کارآفرینی در ایران53
2-3-بخش دوم : دانش کسب و کار56
2-3-1-دانش به عنوان منبع56
2-3-2-دانش و قابلیتها57
2-3-3-حوزه های دانش کسب و کار58
2-4-بخش سوم : رغبت شغلی60
2-4-1- رغبت شغلی یا رضایت شغلی60
2-4-2-آزمون رغبت سنجی چیست؟61
2-5-بخش چهارم انگیزش69
2-5-1-انگیزش شغلی69
2-6- پیشینه تحقیق72
2-7- جمع بندی74
فصل سوم روش شناسی تحقیق77
3-1- مقدمه78
3-2-روش پژوهش79
3-3- جامعه آماری79
3-4- روش نمونه گیری و تعداد نمونه80
3-5-ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات80
3-6-تعیین اعتبار درونی(روایی) و بیرونی(پایایی) ابزار جمع‌آوری اطلاعات84
3-7-روش تجزیه تحلیل اطلاعات84
3-8-روند اجرا و چگونگی گردآوری داده ها85
فصل چهارم یافته های پژوهش86
4-1-مقدمه87
4-2 توصیف یافته ها87
4-2- میزان دانش کسب و کار دانشجویان:89
4-3-میزان انگیزش شغلی دانشجویان:90
4-4-میزان رغبت شغلی دانشجویان:93
4-5-تحلیل یافته ها:95
4-5-1-فرضیه اول:95
4-5-2-فرضیه دوم:96
4-5-3-فرضیه سوم:98
فصل پنجم بحث و نتیجه گیری102
5-1-مقدمه103
5-1-نتیجه‌گیری103
5-2-بحث در نتایج103
5-3-محدودیتهای تحقیق112
5-4-پیشنهادات کاربردی و پژوهشی113
1-4-5.پیشنهاد های پژوهشی:113
2-4-5.پیشنهادهای کاربردی113
منابع فارسی115
منابع لاتین117
پیوست ها118
Abstract137
Key Words:137

فهرست جداول
جدول 1-4- توصیف ویژگی های جمعیت شناختی نمونه مورد مطالعه برحسب فراوانی و درصد فراوانی ………………………………………………………………………………………………………………………………………87
جدول 2-4- توصیف و مقایسه میزان دانش کسب و کار دانشجویانی که دوره های آموزشی مهارت‌های کارآفرینی را گذرانده اند و دانشجویانی که این دوره ها را نگذرانده اند…………………………………….. 89
جدول 3-4- توصیف و مقایسه میزان انگیزش شغلی دانشجویانی که دوره های آموزشی مهارت‌های کارآفرینی را گذرانده اند و دانشجویانی که این دوره ها را نگذرانده اند ……………………………………..90
جدول 4-4- توصیف و مقایسه میزان رغبت شغلی دانشجویانی که دوره های آموزشی مهارت‌های کارآفرینی را گذرانده اند و دانشجویانی که این دوره ها را نگذرانده اند ……………………………………..93
جدول5-4- نتایج آزمونt برای گروه های مستقل در مورد میزان دانش کسب و کار دانشجویانی که دوره های آموزش کارآفرینی را گذرانده اند و دانشجویانی که این دوره ها را نگذرانده اند…………….95
جدول6-4- نتایج آزمونt برای گروه های مستقل در مورد میزان انگیزش شغلی دانشجویانی که دوره های آموزش کارآفرینی را گذرانده اند و دانشجویانی که این دوره ها را نگذرانده اند …………………. 96
جدول7-4- نتایج آزمونt برای گروه های مستقل در مورد میزان رغبت شغلی دانشجویانی که دوره های آموزش کارآفرینی را گذرانده اند و دانشجویانی که این دوره ها را نگذرانده اند ………………………….99
فهرست نمودارها
نمودار 1-4- درصد فراوانی نمونه آماری مورد مطالعه به تفکیک جنس و رشته تحصیلی……………….89
نمودار2-4- مقایسه میانگین دانش کسب و کار دانشجویانی که دوره های آموزشی مهارتهای کارآفرینی را گذرانده اند و دانشجویانی که این دوره ها را نگذرانده اند …………………………………………………….90
نمودار3-4- میانگین انگیزش شغلی دانشجویانی که دوره های آموزشی مهارتهای کارآفرینی را گذرانده اند ………………………………………………………………………………………………………………………92
نمودار4-4- میانگین انگیزش شغلی دانشجویانی که دوره های آموزشی مهارتهای کارآفرینی را نگذرانده اند ………………………………………………………………………………………………………………………………….95

1-1-مقدمه
در جهان رقابتی امروز سازمان ها، دانشگاه ها و کشورهایی موفق هستند که قادر به بهره گیری بیشتر از اطلاعات و دانش باشند، چرا که دیگر مواد اولیه، زمین و سایر مواد طبیعی منبع مهم و اساسی به شمار نمی روند و بر خلاف گذشته ثروتمند ترین مردم، افراد دانش مدار و کارآفرین می باشند که پیشه ی آنها کارآفرینی است. از این رو بسیاری از دانشگاه های کشورهای پیشرفته و در حال توسعه بهره گیری از کارآفرینی را آغاز نموده اند و این بذل توجه در قالب تدوین استراتژی ها ، سیاست ها و برنامه های علمی جهت بسط و تقویت روحیه و رفتار کارآفرینی و مهمتر از آن آموزش کارآفرینی در موسسات علمی و آموزشی و دانشگاه ها ظاهر گردیده است.
در این تحقیق نیز ما قصد داریم تاثیر اموزش های کارآفرینی برگزار شده در دانشگاه پیام نور واحد همدان را بر رغبت شغلی،انگیزش شغلی و دانش کسب وکار دانشجویانی که این دوره ها را گذرانده اند بررسی نماییم .
1-2- بیان مساله
با نگاهی به روند رشد و توسعه جهانی در می یابیم که با افزایش و گسترش فناوریهای پیشرفته ، نقش و جایگاه کارآفرینان بطور فزاینده ای بیشتر می شود. به بیان دیگر ارتباط مستقیمی بین پیشرفت فناوری و ضرورت آموزش کارآفرینان وجود دارد. اگرچه در سالهای گذشته اختراع، جایگاه ویژه ای در توسعه کشورها داشته است ، اما امروزه کارآفرینی فردی وسازمانی از گزینه های مهم رشد و توسعه اقتصادی به شمار می آید. به گونه ای که در غرب وبرخی کشورهای دیگر ، دو دهه ی اخیر دهه های طلایی کارآفرینی نام گرفته است. در اکثر کشورهای پیشرفته و در حال توسعه ، بحث کار آفرینی اصلی ترین منبع توسعه مد نظر قرار گرفته است. به رغم آنکه برخی از صاحبنظران معتقدند با آموزش مستقیم حاصل نمی شود و باید به روش پرورشی کارآفرینان را تربیت کرد، اما هیچ کس منکر این مطلب نیست که استفاده از فناوریهای نو و ایجاد کسب وکار جدید بدون آموزش وپرورش در عمل دست نیافتنی است، با مراجعه به اطلاعات موجود درباره افزایش رشته های دانشگاهی کارافرینی درکشورهای توسعه یافته و درحال توسعه، اهمیت نظام آموزشی وپژوهشی در توسعه کارآفرینی وتربیت کار آفرینان بیشتر مشخص میشود.
معمولا واژه کار افرینی با ایجاد شغل و کسب وکار مترادف شده است. در حالی که اشتغال یکی از دستاوردهای کارآفرینی است. ممکن است فعالیتهای کار آفرینانه اشتغال ایجاد نکند اما تولید انگیزش، رغبت شغلی و ثروت نماید ویا به دانایی بیفزاید.
کسانی که میخواهند کسب وکار جدیدی راه اندازی کنند وثروت تولید کنند باید به دانایی خود بیافزایند وبا فناوریهای پیشرفته روز آشناگردند و بطورقطع پیش نیاز دستیابی به این هدف طراحی دوره های آموزشی کارآفرینی میباشد.
در این راستا با توجه به سیاستهای اتخاذ شده توسط دانشگاه پیام نورکه آموزش برای همه می باشد و برای حرکت از دانشگاه نوع 1(آموزش محور) و نوع 2 (پژوهش محور) به دانشگاه نوع 3 (کارآفرین) وبا هدف ارتقای سطح کارآفرینی دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه پیام نور وفراهم سازی زمینه هر چه بیشتر مشارکت استانها و مراکز تابعه در امر کارآفرینی اقدام به ایجاد نظام جامع کارآفرینی دانشگاه پیام نور نموده است .
مسئله عمده این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش مهارتهای کارآفرینی بردانش کسب وکار دانشجویان مراجعه کننده به واحد کارآفرینی دانشگاه پیام نور همدان در سال 1389 می باشد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-3-اهمیت و ضرورت مسئله
از آنجا که دانشگاه ها به عنوان متولیان اصلی تربیت و پرورش منابع انسانی متخصص در جامعه، نقش اساسی دارند، توجه به مقوله ی کارآفرینی دانشگاهی به توسعه ی بهتر این امر کمک می کند.
شاید تغییر رویکرد دانشجویان و دانش آموختگان از کارجویی به کارآفرینی به سبب درک این مطلب است که در دنیای امروز دانش آموخته ای نسبت به سایرین دارای مزیت رقابتی است که پا را از حوزه ی دانش و محفوظات خود فراتر گذاشته و در حل مسائل عملی آن محدوده ی تخصصی، مهارت داشته وموفق عمل کند. به همین دلیل است که آموزش کارآفرینی در دو حالت ساخت یافته با برنامه های آموزشی گوناگون و گاهی با صرف وقت زیاد یا کارگاه ها و سمینارهای آموزشی کوتاه مدت مورد توجه بیشتری قرار می گیرد.
دانشگاه می تواند و انتظار می رود که با تکیه بر رسالت اصلی خود یعنی آموزش و پژوهش، در تسهیل مسیر کارآفرینی نقش بسزایی داشته باشد. برای تبدیل انسانهای عادی به انسانهای کارآفرین و پشتیبانی همه جانبه ازآنها نیاز به یک جهاد فراگیر در آموزش گسترش زمینه های فناورانه و پشتیبانی مالی میباشد.در همین راستا وبا هدف بهره وری و بهبودکیفی وکمی برگزاری اینگونه دوره های آموزشی ضرورت انجام تحقیق با محوریت بررسی اثربخشی دوره های آموزشی کارآفرینی بر دانش کسب وکار، انگیزش و رغبت شغلی دانشجویان ضروری می باشد .

1-4-اهداف تحقیق
هدف اصلی: شناخت میزان اثر بخشی دوره های آموزشی کارآفرینی بر روی دانش مدیریت کسب وکار، انگیزش و رغبت شغلی دانشجویان
اهداف ویژه:
تعیین میزان اثرگذاری آموزش مهارتهای کارآفرینی بر دانش کسب و کار دانشجویان
تعیین میزان اثرگذاری آموزش مهارتهای کارآفرینی بر انگیزش شغلی دانشجویان
تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارتهای کارآفرینی بر رغبت شغلی دانشجویان

1-6-فرضیه‌های تحقیق
1- دانش کسب و کار دانشجویان شرکت کننده در دوره های آموزشی مهارت های کارآفرینی بیشتر از دانشجویان است که در این دوره ها شرکت نکرده اند.
2- انگیزش شغلی دانشجویان شرکت کننده در دوره های آموزشی مهارتهای کارآفرینی بیشتر از دانشجویانی است که در این دوره ها شرکت نکرده اند.
3- رغبت شغلی دانشجویان شرکت کننده در دوره های آموزشی مهارتهای کارآفرینی بیشتر از دانشجویانی است که در این دوره ها شرکت نکرده اند.

1-12-متغیرها و تعریف عملیاتی آنها
خلاقیت1 : یعنی بکار گیری توانائیهای ذهنی برای ایجاد یا تبلور یک فکر یا مفهوم جدید است و نیز برخی خلاقیت را به ترکیب ایده ها یا ایجاد پیوستگی بین ایده ها تعبیر نموده اند
نوآوری2 : نوآوری بکار گیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت می باشد د ر واقع نو آوری عملی ساختن ایده ناشی از خلاقیت را امکان پذیر می سازد و آن را بصورت یک محصول جدید یا خدمت تازه ارائه می نماید .
کارآفرینی3: بنابر تعریف واژه نامه وبستر کارآفرین کسی است که متعهد می شود یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید.از دیدگاه روانشناسان معتقدند کارآفرین کسی است که بوسیله نیروهای شخصی خود به پیش می رود، نیروهایی از قبیل نیاز به کسب کردن یا رسیدن به چیزی، تجزبه نمودن، انجام دادن یا شاید فرار از قدرت اختیار دیگران. از دیدگاه مدیران فرایند اداره و راهبری سازمان و ایجاد جو و محیط کارآفرینانه را کارآفرینی می نامند.
رغبت شغلی : میزان خشنودی فرد از محتوی و شرایط شغلش ، به ویژه از جهت انگیزه‌های درونی شغل.جنبه‌های مثبت یا منفی طرز تلقّی فرد نسبت به شغلش.
دانش کسب و کار: مجموع اطلاعاتی میباشد که به شخص جویای کار کمک میکند تا بامحیط اقتصادی وشرایط کسب وکار پیرامون خود آشنا شود وبهتر بتواند در فضای جامعه به شغل مورد نظر خود بپردازد، این اطلاعات میتواند در زمینه قوانین تجارت،قوانین مالیاتی،مدیریت مالی وحسابداری واصول ثبت شرکت و سایر فنون و قوانین باشد.

انگیزش : حالتی در افراد که آنان را به انجام رفتار وعمل خاصی متمایل می سازد.

2-1-مقدمه
مباحث مربوط به کارآفرینی به ویژه کارآفرینی دانشی عمر چندانی ندارند. در کشور ما، با عنایتی که برنامه ی سوم توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به موضوع کارآفرینی داشته است، تصویب طرح توسعه ی کارآفرینی در دانشگا ه های کشور (کاراد( انجام شده که به فعالیتهایی در سطح برخی از دانشگا ههای کشور منجر شده است. اگرچه آموزش به تنهایی زمینه ساز توسعه ی کارآفرینی و ایجاد کسب و کار مؤثر نیست اما به عنوان جزئی از یک سیستم توسعه بسیار حائز اهمیت است.
بررسی های انجام شده در ایالات متحده، اروپا و کشورهای جنوب شرقی آسیا نشان می دهد که اگر آموزش های کارآفرینی در کنار سایر اقدامات ترغیب کننده و تسهیل کننده قرار گیرند، اثربخشی قابل توجهی خواهند داشت. (شهرکی پور، بنی سی:1384)
در دهه ی 70 میلادی دانشگاه های آمریکا به خاطر چیرگی بر توسعه ی فناوری های جدید و عدم انتقال آن به شرکت ها و بخش خصوصی مورد انتقاد قرار گرفتند. تا اینکه کنگره ی آمریکا قانون “بای دل” را جهت “یکسان سازی حق امتیاز” تصویب کرد.این قانون محدودیت بهره گیری از مالکیت حق امتیاز را برای دانشگاه هایی که از کمک های دولتی استفاده می کردند مرتفع می ساخت( فردمن و دیگران4 ، مترجم طالبی ، زارعی یکتا ، 2002)
بررسی ها نشان داد که این قانون ، دانشگاه را به نیروهای اجرایی و کارآفرینانی که به دنبال تجاری سازی تکنولوژی های دانش بنیان هستند ، نزدیک تر می کند(جنسون و ترسبی5 2001: ص 91) .
دنبال این قانون بسیاری از دانشگاه ها برای مدیریت و حفاظت از دارایی فکریشان،دفاتر انتقال تکنولوژی راه اندازی کردند. نقش این دفاتر که گاهی دفاتر حق امتیاز تکنولوژی نیز نامیده می شوند، تسهیل انتقال دانش تجاری (گسترش تکنولوژیک ) ازطریق دادن حق امتیاز اختراعات و سایر شکل های دارایی فکری منتج از تحقیقات دانشگاهی به صنایع بود، به طوری که حق امتیاز دانشگاه ها از 300 مورد در سال 1980 به3700مورد در سال 1999 رسید. مهم تر از آن، محصولات زیادی از صنایع کلیدی استراتژیک یا فناوری بالا از جمله رایانه، داروسازی، بیوتکنولوژی و … از طریق فرآیند انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت توسعه پیدا کرده اند.(طالبی ، زارعی یکتا ، 1387)
از این رو در این تحقیق مطالب مورد نظر را در چهار بخش مجزا شامل کارآفرینی ، دانش کسب و کار ، انگیزش و رغبت شغلی مورد بررسی قرار می دهیم .
2-2- بخش اول : کارآفرینی
2-2-1-کارآفرینی چیست؟
در مورد تعریف کارآفرینی دیدگاه های مختلفی وجود دارد و درک کامل مفهوم و موضوع ” کارآفرینی ” نیازمند اطلاع از دیدگاه های بین رشته ای می باشد. کارآفرینی برحسب ماهیت خود و توجه محققان رشته های مختلف از نظر روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، صنعت و حتی تاریخی تعریف شده است.
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی “Entrepreneurs” به معنای “متعهد شدن” نشات گرفته است. کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن 16 میلادی تا کنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های اقتصادی خویش تشریح نموده اند.
کارآفرینی از مباحثی است که در تمامی ابعاد توسعه اقتصادی و اجتماعی از حدود 20 سال به این طرف عملاً در دنیای تجارت و کسب و کار مطرح شده است. از جمله تعاریف کارآفرینی می توان به موارد زیر اشاره نمود:
ژوزف شومپیتر6( 1934) فرآیند کارآفرینی را ” تخریب خلاق” می نامد به عبارت دیگر ویژگی تعیین کننده در کارآفرینی همانا انجام کارهای جدید و یا ابداع روشهای نوین در امور جاری است. روش نوین همان “تخریب خلاق” می باشد. از نظر وی نوآوری در هر یک از زمینه های ذیل کار آفرینی محسوب می شود:
1-ارائه کالای جدید.
2-ارائه روش جدید در فرآیند تولید.
3-گشایش بازاری جدید.
4-یافتن منابع جدید.
5- ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت.
کارآفرینی کیفیتی است که افراد را قادر می سازد یک فعالیت جدید را شروع کنند یا با قدرت و به طور ناباورانه فعالیت موجود را توسعه دهند.
کارآفرینی موتور تحول و توسعه اقتصاد، فرهنگ و جامعه است. رشد و فراگیری این پدیده می تواند به تحول و دگرگونی اساسی در اقتصاد ملی منجر شود. کارافرینی فرآیندی است که طی ان فرد کارآفرین با ارائه ایده و فکر جدید ایجاد کسب و کار با قبول مخاطره و تحمل ریسک، محصول و خدمت جدید را ارائه میکند.
اگرچه تعاریف گوناگونی از کارآفرینی ارائه شده است، لیکن بیشتر نویسندگان و صاحب نظران در مجموع کارآفرینی را ” فرآیند شناسایی فرصتهای اقتصادی، ایجاد کسب و کار و شرکتهای جدید، نوآور و رشد یابنده برای بهره برداری از فرصتهای شناسایی شده می دانند که در نتیجه آن کالا ها و خدمات جدیدی عرضه می شود.”

2- 2-2-تعاریف کارآفرین
ریچارد کانتیلون (1730) اولین کسی بود که این واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را اینچنین تعریف نمود : کارآفرین فردی است که ابزار تولید را به منظور ترکیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار خریداری می کند. کارآفرین در هنگام خرید از قیمت نهایی محصولات اطلاع ندارد .
جان باپتیست (1803) کار آفرین را فردی میداند که مسوولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را بر عهده دارد.
فرانک نایت (1921) کار آفرینان را کسانی میشناسد که در شرایط عدم قطعیت4 به اتخاذ تصمیم می پردازند و پیامدهای کامل آن تصمیمات را نیز شخصاً می پذ یرند.
طبق نظر کاسون (1982) کار آفرین فردی است که تخصص وی “تصمیم گیری عقلایی و منطقی در مورد ایجاد هماهنگی در منابع کمیاب” میباشد. وی “داشتن توان داوری و قضاوت6” را عنصری مشترک در تمامی کار آفرینان تشخیص داده است . از دیدگاه کارلند (1984) کار آفرین فردی است که شرکتی را به منظور سود و رشد تاسیس مینماید و آنرا مدیریت کرده و از آن برای پیشبرد اهداف شخصی استفاده میکند .(مرکز کارآفرینی دانشگاه تبریز ، 1388)
همچنین به تعاریف زیر نیز می توان اشاره کرد: کارافرین کسی است که توانایی آن را دارد تا فرصتهای کسب و کار را ببیند و آنها را ارزیابی کند، منابع لازم را جمع آوری و از آنها بهره برداری نماید، و سپس عملیات مناسبی را برای رسیدن به موفقیت پی ریزی نماید .
کارآفرینان کسانی هستند که با ایجاد محصولات وخدمات نوین مورد نسیاز مردم، درآمد خوبی کسب می کنند. معمولاً گمان می رود که کارآفرینان در راه اندازی شرکتها تبهر دارند در هر حال، آنها، از هیچ، کسب و کارجدید خلق می کنند. انها به رغم مخاطرات بسیار، پیشگام کارهای جدید می شوند.
2-2-3-کارآفرین کیست
بطور خلاصه کارآفرین فردی است عملگرا و خلاق که قدرت ریسک‌پذیری بالائی دارد. حاصل جمع شدن این ویژگی‌ها در یک شخص، زمینه‌ای است برای ایجاد کسب‌وکارهای جدید مبتنی برنوآوری. کارآفرین منتظر فرصت نمی‌ماند بلکه فرصت‌های موردنیاز را با خلاقیت ایجاد می‌کند، یعنی کارآفرینی، مقدمه‌ای است بر فرصت‌آفرینی. کارآفرین به هدف و به آنچه می‌بایست انجام گیرد توجه می‌کند نه به امکانات موجود. نیاز رشد و توسعه کارآفرینی است و نیاز نگهداری از دست‌آوردهای کارآفرینی، پشتیبانی از جانب سیستم‌های مدیریتی. کارآفرین حوزه‌های جدید کسب‌وکار را ایجاد می‌کند و حفظ آنها نیازمند مدیریت است تا کارآفرین هم‌چنان بدنبال کارآفرینی و فرصت‌آفرینی باشد. کارآفرین با نمایش افق‌های جدید، انگیزه لازم و با ابداع روش‌های جدید، حداکثر بهره‌وری لازم را در پرسنل ایجاد می‌کند. کارآفرین موتور توسعه اقتصادی، پایه‌گذار کسب‌وکارهای جدید، و بسترساز آینده‌ای پربار است.
شکل 2-1: اجزای تشکیل دهنده کارآفرینی
کارآفرینفردی تصمیم آگاهانه می گیرد تا کار جدیدی را آغاز کندفرصتفرصتهای بازار را شناسائی و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیردساختارکار آفرین تصمیم می گیرد به طور فردی یا تضامنی یا شرکت سهامی کار را آغاز کندمنابعمنابع مورد شناسائی قرار می گیرد و حمایت سرمایه گذاران جلب می شوداستراتژیهدفهای کلی کار ، استراتژیها و برنامه های تفصیلی اجرا و معین می شود
2-2-4- کارآفرینی سازمانی
به دلیل ایجاد عمده موفقیت‌ها توسط انسان‌های کارآفرین، امروزه کارآفرینی به عنوان یکی از ابزارهای توسعه محسوب می‌شود. در سازمان ها با توجه به افزایش سریع رقبای جدید و عدم پاسخگویی شیوه‌های مدیریت سنتی، ضرورت کارآفرینی مشهود است. کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیند های نوآوری شده از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان به ظهـور می رسند. در این ارتباط وظیفه سازمان‌های پویا کشف و پرورش افراد خلاق و کارآفرین است. سازمانی که استعدادهای نهفته در خود را نتواند به عرصه ظهور برساند در اندک زمانی مغلوب سازمان‌های دیگری خواهد شد که در به کارگیری استعدادها و ارائه محصول جدید با هزینه اندک قدرت داشته و از مدیریتی لایق با افق‌ دید وسیع برخوردار هستند.
برای دستیابی به کارآفرینی سازمانی نیاز به ابزار است. یکی از ابزارهایی که برای رشد و توسعه کارآفرینی سازمانی مفید می باشد، نظام پیشنهادات است. نظام پیشنهادات، تکنیکی است که می‌توان از فکر و اندیشه های کارکنان برای مسئله یابی، چاره‌جویی و حل مسائل و مشکلات سازمانی بهره جست. بر اساس نظام پیشنهادات کلیه کارکنان از عالی ترین رده سازمانی تا پایین ترین سطح آن می‌توانند پیشنهادات ، ایده‌ها ، ابتکارات و نظرات خود را برای رفع نارسایی‌های موجود در روند کاری و یا بهبود روش های انجام کار و یا افزایش کیفیت تولید ارائه دهند.( اخوان صراف ، 1387)
2-2-5- چارچوب کارآفرینی سازمانی
علاوه بر افرادی که مایلند کارآفرین شوند و سرمایه گذارانی که مایلند آنها را حمایت کنند، افراد زیادی به آنچه که به عنوان کارآفرینی درون سازمانی یا کارآفرینی در بستر یک شرکت سهامی بزرگ از آن یاد می‌شود تمایل دارند. از اوایل دهه 1980 با اهمیت یافتن کارآفرینی و تاکید شرکتها بر نوآوری برای بقا و رقابت با کارآفرینانی که بیش از پیش در صحنه بازار ظاهر می شدند، موجب هدایت فعالیتهای کارآفرینانه به درون شرکتها شدند (وانکن و دیگران7، 1988، ص 16).
همراه با رسوخ فرآیندهای اداری و دیوان سالاری در فرهنگ شرکتها، دردهه های 1960 و 1970، کارآفرینی در سازمانهای بزرگ به طور فزاینده‌ای مورد توجه مدیران ارشد شرکتها قرار گرفت تا آنها نیز بتوانند به فرآیند اختراع، نوآوری و تجاری کردن محصولات و خدمات جدید خود بپردازند.
با آغاز دهه 1980، و پیشرفت ناگهانی صنایع در عرصه رقابتهای جهانی اهمیت تفکر و فرآیندهای کارآفرینانه در شرکتهای بزرگ، بیش از گذشته موردتاکید قرار گرفت و محققان کانون توجه خود را به چگونگی القای کارآفرینی در ساختار اداری شرکتهای بزرگ معطوف ساختند (استیونسون و گامپرت8، 1985). البته لازم به توضیح است که فعالیتهای مخاطره آمیز در کارآفرینی مستقل و فردی به معنای سازماندهی یک سازمان جدید یا تاسیس یک شرکت بوده، و فعالیت مخاطره آمیز در مفهوم کارآفرینی شرکتی به معنای توسعه فعالیتی جدید در چارچوب شرکت است.
یک اصل بسیار ساده موجب پیدایش کارآفرینان درون سازمانی شد. اصل مزبور چنین است: در وجود انسان نعمتی قرار دارد که او را وادار به خلاقیت می کند، یعنی چیزی پدید می آورد که پیش از آن بدان صورت وجود نداشته یا بدان خوبی کارنمی کرده است. چنین نتیجه می شود که شرکتها می توانند ازطریق تشویق کارکنان و ترغیب آنها به رفتاری همانند “کارآفرینان داخلی سازمان باعث شوند که آنها درجهت افزایش سود، نوآوری کنند و سپس به این افراد آزادی عمل داده شود تا بتوانند بدون درگیری با قوانین و مقررات دست و پاگیر (دیوان سالاری) طرحهای خود را به اجرا درآورند.
2-2-5-1-آموزش کارآفرینی سازمانی
به طورکلی بنابه یک تعریف جامع، آموزش به معنای معلومات و رشد فکری است که از راه تحصیلات رسمی و غیررسمی و مطالعه به دست می آید. اساس آموزش بر یادگیری است و هر سازمانی می کوشد تا کمک کند عملکرد افراد در شغلشان موثر شود. برنامه آموزشی همانا سازمان بخشیدن به این تجربیات است به طریقی که نگرشها یا مهارتهای موردنیاز را متناسب کرده و بهبود بخشد. بنابراین، آموزش کوششی است که توسط سازمانها برای تغییر رفتار افراد ازطریق فرآیند یادگیری و به خاطر افزایش اثربخشی آنها صورت می گیرد. (صادقی و حناچیان ، 1387 : ص 4)
آموزش کلیه مساعی و کوششهایی است که درجهت ارتقای سطح دانش و آگاهی، مهارتهای فنی، حرفه‌ای و شغلی و همچنین ایجاد رفتار مطلوب در کارکنان یک سازمان به عمل آید و آنان را آماده انجام وظایف و مسئولیتهای شغلی خود می‌کند. هدف از آموزش کارکنان انتقال معلومات و محفوظات نیست.
هدف، انبارکردن نتایج به دست آمده در ذهن کارمندان نیست. زیرا این دستاوردها در کتابها و کتابخانه ها موجود است. آموزش و پرورش صحیح آن است که انسان را برای جستجوی مداوم راه حلهای جدید مجهز کند. نگرشی که همراه با کسب دانش به دست می آید، به مراتب از خود دانش مهمتر است.
اولین مرکزی که در دنیا دوره ویژه کارآفرینی درون سازمانی را برگزار کرد، موسسه توسعه کارآفرینی در هند است. ازجمله اهداف کلان این دوره می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
آگاه ساختن شرکت کنندگان با استعدادهای نهفته کارآفرینی و هدایت آنها به سوی نوآوری.
توسعه و ایجاد جو کارآفرینی درون سازمانی.
ایجاد اطمینان در شرکت کنندگان دوره مبنی بر اینکه بینش و بصیرت ایجاد شده درجهت رشد و توسعه بیشتر خواهدبود.
کمک به توسعه شیوه رهبری کارآفرینانه در سازمان.
انگیزش افراد برای تبدیل شدن به سردمداران موفقیت در سازمان. (همان منبع : ص 7)
موارد آموزشی در این دوره شامل امکان سازی و ایجاد محیط کارآفرینانه برای نوآوری، ارتقا و درک فرصتها، رهبری انتقالی، توسعه انگیزه ها و تواناییهای کارآفرینی، ارائه ایده های خلاق، و برنامه ریزی استراتژیک برای ارائه محصول و خدمات جدید است. شرکت کنندگان در این دوره مدیران بخش دولتی و مدیر – مالکان شرکتهای صنعتی (تولیدی و خدماتی) هستند، ‌که در ابتدای دوره مورد‌ آزمون تشخیص ویژگیهای روانشناختی قرار می گیرند.
ازجمله برنامه های آموزش کارآفرینی برنامه SIYB است که توسط سازمان بین المللی کار ارائه و در بیش از 60 کشور درحال توسعه اجــرا گردیده است. برنامه آموزشی SIYB برنامه ای آموزشی و مشاوره‌ای است که به منظور تربیت و پرورش کارآفرینان در واحدهای کوچک (اعم از صنعتی، خدماتی و تجاری) تنظیم شده است. برنامه آموزشی SIYB دربرگیرنده بسته های متنوع آموزشی است. بسته های SYB و IYB مهمترین بسته های این برنامه آموزشی هستند. برنامه SYB برنامه ای است آمــوزشی برای کسانی که ایده ای برای راه اندازی کسب و کار عملی دارند. و برنامه IYB به آموزش اصول و مفاهیم مدیریتی و روشهای اداره بنگاه به صاحبان و مدیران واحدهـای کوچک تولیدی و خدماتی که درصـــدد رشد و توسعه بنگاه خویش هستند می پردازد. طی یک دهه از اجرای برنامه SIYB توسط سازمان بین المللی کار در کشورهای جهان بیش از یکصد هزار کارآفرین تحت آموزش قرار گرفتند و تحقیقات نشان می دهد که شرکت کنندگان از برنامه راضی بوده و آن را مفید یافته اند و برنامه ها به نظرشان بی ربط نبوده است و همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که آموزشهای IYB بر میزان اشتغال و سودآوری بنگاهها تاثیر جدیدی برجای گذاشته است.(سایت تبیان ، 1387)
2-2-5-2-پرورش کارآفرینان سازمانی
آموزش از هر نوعی که باشد وقتی مفید واقع می شود که نتایج خود را در عمل نشان دهد. وقتی می‌توان ادعا کرد که یادگیری در یک فرد اتفاق افتاده و فرد چیزی را از آموزش ارائه شده به وی آموخته است که تغییر معنی داری را در رفتار و اقدامات عملی وی مشاهده کنیم. این مسئله در مورد سازمان نیز صادق است به طوری که وقتی یادگیری در سازمان اتفاق می افتد که در عملکرد سازمان تغییر محسوس ایجاد شده باشد و ناگفته پیداست که سازمان مجموعه ای از افراد انسانی و یادگیری و دانش آن نیز مجموعه‌ای از آموخته‌های کارکنان آن سازمان است. بنابراین، برای ارائه هر نوع آموزشی چه در سطح فردی و چه در سطح سازمانی باید از ابتدا به فکر تاثیر عملی آن آموزش بوده و تمهیداتی اندیشید که زمینه تغییرات رفتاری در فرد و تحولات عملکردی در سازمان ایجاد کند.
مبدع واژه کارآفرینی سازمانی یعنی پینکات در مقاله‌ای که در سال 1978 انتشار داد، اصول استقرار و پرورش کارآفرینی سازمانی را به شرح زیر توضیح داد( پنچات9 مترجم آقازاده و رضازاده، 1978)
برای تبدیل شدن به یک کارآفرین سازمانی، فرد می بایست ریسک فعالیتی که برای او ارزش دارد را بپذیرد و در این راه از هزینه های مادی و معنوی نظیر کاهش 20 درصد حقوق نهراسد.
پاداشهایی ناشی از موفقیت در یک پروژه کارآفرینانه باید بین شرکت و کارآفرین به روش عادلانه ای تسهیم شود و به همین منظور باید کمیته مورداعتمادی برای خرید و ارزیابی پروژه پایان یافته تشکیل شود. کارآفرین سازمانی می بایست فرصت کافی برای خلق سرمایه (در درون سازمان) داشته باشد.
کارآفرین سازمانی موفق علاوه بر پاداشهای نقدی، کنترل کامل مقدار معینی از بودجه تحقیق و توسعه را به دست می آورد و دستان او در سرمایه گذاری منابعی که به نیابت از شرکت دراختیار او قرار داده است، آزاد است.
شرکت باید به کارکنان اجازه کارآفرین شدن را بدهد. کارآفرینان سازمانی موفق نمی بایست توسط انضباط درونی شرکت، محدود شوند. کارآفرینی که سرمایه ندارد، برای شروع یک کسب و کــار جدید می بایست به دنبال سرمایه گذاران ریسکی در درون سازمان باشد.
سرمایه گذاران ریسکی افرادی هستند که بر روی پروژه های جدید و نوآورانه کارکنان کارآفرین سرمایه گذاری می‌کنند. اگر کالا یا خدمت جدیدی توسط کارآفرین سازمانی ارائه گردید، ‌آن محصول نمی‌بایست به صورت کاسبکارانه و سودجویانه‌‌ای به سایر قسمتهای شرکت تحویل یا فروخته شود. کسب و کار جدید می‌تواند مقدمات یک بخش جدید در درون یا حتی به عنوان یک شرکت جدید که مالکیت آن به عهده شرکت مادر خواهدبود، سازماندهی شود. ممکن است انرژیهای بی حد کارکنان کارآفرین موجب بروز مشکلاتی برای مدیریت مرکزی گردد اما آنها باید بدانند که مزایای کارآفرینان سازمانی بیشتر از مضار آنان است و مدیران می توانند درک کنند که خوشامدگویی به چالشها شروع شده است.( همان منبع)
2-2-5-3-ابعاد ساختاری کارآفرینی سازمانی
ساختار سازمانی چهارچوب روابط حاکم بر مشاغل، سیستم ها و فرایندهای عملیاتی و افراد و گروههایی است که برای نیل به هدف تلاش می کنند. ساختار سازمانی مجموعه راههایی است که کار را به وظایف مشخص تقسیم می کند و هماهنگی میان آنها را فراهم می کند.( مینتزبرگ ،مترجم منوریان ، عسگری ، آشنا 1972 : ص 2)
مطالعات اولیه در زمینه ساختار سازمانی سه بعد اساسی را برای تشریح انواع مختلف ساختار سازمانی مورد توجه قرار می داده اند. به عنوان مثال رابینز ( 1987 ) ابعاد ساختاری اصلی سازمان را سه عامل رسمیت، تمرکز و پیچیدگی معرفی می کند. به هر حال این چارچو بهای اولیه ای،ساختار رسمی سازمان را تشریح می کنند. در کنار ساختار رسمی سازمان چیزی به عنوان ساختار غیر رسمی وجود دارد که مهمترین عامل تاثیر گذار در آن فرهنگ سازمانی است . از این رو در ادامه مطلب این چها بعد مهم ساختار سازمانی را مورد بررسی قرار می دهیم .
پیچیدگی: اگر سازمان در سطح افقی (تعداد مشاغل و وظایف) و یا در سطح عمودی (تعدد پستهای مدیریتی) از پیچیدگی برخوردار باشد و ارتباطات سازمانی آن قانونمندتر و رسمی تر شود، امکان تعامل گروهی در سازمان به شدت تقلیل می یابد و این امر سازمان را از اهداف کارآفرینی خود دور می سازد. تحقیقات انجام شده در این رابطه نیز مؤید رابطه منفی پیچیدگی ساختار و کارآفرینی سازمانی است.

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید